سيد محمد باقر برقعى
329
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
لالهء بىتاب به باغ سينهء دل ، لالهء بىتاب را مانم * شقايقهاى خونين در دل مرداب را مانم به پاى هر نفس پابند دامى ديگرم هردم * به خود پيچيده موجى در دل گرداب را مانم نَفَس در سينهء بختم ، گلو مىگيرد از هر سو * سكوت گنگ حيران پريشان خواب را مانم تو گوئى رنگ نيلوفر به باغ حسرتم مردهست * شب ره كورهء يلداى بىمهتاب را مانم كسى ما را به ساغرنوشى بزمى نمىخواند * طنين نالههاى زخمهء مضراب را مانم چو ره گم كردهاى حيران راه مانده در پيشم * دو دست شرم غفلت ، در دل محراب را مانم حباب خاطرم با هر نسيمى مىرود از خويش * در اين عصر محبّتكُش « رجا » سيماب را مانم